این روزها خبرهای ناخوشایندی در خصوص یکی از موفقترین شرکت هایی که در شهرمان فعالیت میکند به گوش میرسد. اخبار رسمی و نیمه رسمی حاکی از آن است که این شرکت در گرداب و دام نوسانات کنترل نشده برابری بهای دلار و ریال قرار گرفته است و ظاهرا ضرر هنگفتی نموده است.
دو سال قبل افتخار داشتم برای چند لحظه در حضور مهندسی باشم که بنا به عذری نامش بهتر است محفوظ بماند. تولید کننده خوش ذوقی است این مهندس نازنین آن روز از بهای اندک دلار و ضرر شدیدی که به صادرات و تولید داخلی زده است دل خونی داشت.
در خبرها آمده بود که چین بطور مصنوعی برای کمک به اقتصاد خود ارزش پولیش را پایین نگه میدارد. ایران هم بصورت مصنوعی ظاهرا میخواهد ارزش پولی خود را بالا نگه دارد(برای حمایت از چه چیزی نمیدانم)
این خبرها را که کنار هم قرار میدهی دور نمای بسیار زشت و تاریکی پیش رویت است. حال اضافه کنید بر این خبرها سر و صداهایی که در مورد اینترنت ملی به پا شده است. انگار جدی جدی قرار است اتفاقاتی بیافتد.
یاد رمان در جبهه ی غرب خبری نیست میافتم.
دولت هم سایتهایی را که بهای لحظه ای طلا و دلار و فلزات دیگر را اعلام میکرد فیلتر نموده است تا از هیجانات بازار بکاهد. احتمالا این را هم از چینی ها یادگرفته اند. بهرحال در ایران پاک کردن صورت مساله همیشه نوعی حل مسئله بوده است.
همه ی اینها به کنار نمیدانم چرا مناسب دیدم این چند خط را هم اضافه کنم:
... هرگاه افرادی رفتار خود را بر مبنای محدودترین تعبیر از "نفع شخصی" پایه ریزی کنند، و مثلا در پرداخت مالیات تقلب کنند یا صورت حساب رستوران را نپردازند و یا حتا برای کسب درآمد بیشتر رقبای تجاری خود را به قتل برسانند، میبایست شخصیتهایی جنایتکار تلقی شوند. شخصیتهایی که رفتارشان قید و بند اخلاقی ندارد و ما آنها را "تبهکاران اقتصادی" مینامیم. [...] همه ما اندک جنبههایی از یک "تبهکار اقتصادی" را در خود نهفته داریم. در شرایط اضطرار و استیصال، همه انسانها خود را اسیر محاسبات منطقی بقای نفس میبینند که در آن، ملاحظات مبتنی بر وجدان رنگ میبازند.
تبهکاران اقتصادی - فساد، خشونت و فقر ملتها
ریموند فیسمن - ادوارد میگل
ترجمه: فرخ قبادی
نشر نگاه معاصر
|
توانایی یک کشور برای بهرهمندی از اختراعات و اکتشافات و استفاده از آنها سوای از مسایل مختلفی که در مورد استفاده بهینه از انرژی وجود دارد؛ شاخص مهمی برای تشخیص میزان پیشرفت هر کشور است. گذشته از علل مختلفی که باعث عقب ماندگی مردم یک کشور میشود ؛ نظامهای حاکم بر کشورها نیز در میزان این محرومیت حرف اول را میزنند. سیاستهای نادرست خارجی شاید یکی از عمدهترین مسایلی است که در این خصوص مطرح میگردد. ناگفته پیداست که زمان شاخ و شانه کشیدن برای کشورهای گوناگون به اتمام رسیده است و برخورداری از میزان بالایی از قدرت کشندگی جمعی و فردی، نمیتواند تاثیر مثبتی بر آسایش و امنیت و صد البته رفاه مردم یک کشور داشته باشد. کشور کره شمالی علیرغم برخورداری از نیروی هستهای و سلاحهای کشتار جمعی اینک شبیه ماری زهرآگین است که تمام کشورهای دنیا را بر آن داشته است که سطح روابط محدودی با این کشور داشته باشند. تاثیر مستقیم سیاستهای نادرست این کشور را در عکس زیر میتوانید ببینید. تصویری که مقایسهی چشمی آن با کره جنوبی همسایهی دیوار به دیوار این کشور ؛ اوج نابهرهمندی مردم این کشور از انرژی زیرساختی برق را نمایش میدهد. آسمان کره شمالی در شب گویی بخشی از اقیانوس خالی از سکنه است است که هیچ آثار تمدن و حیاتی در آن به چشم نمیخورد.
احتمالا اگر از ایرانیان متعصب امروزی بپرسیم که سرود ملی و پرچم ایران متعلق به چه زمانی است .؟ فوری برایش یک داستان دور و دراز و طولانی خواهند یافت. پرچم ایران را به درف.ش ک.اویانی و سرود ملی ایران را هم به زمان رودکی برخواهند گرداند. اما تاریخ جز این را حکایت میکند. چیزی که مسلم است پرچم و سرود ایران از زمان محمد رضا په.لوی و یا احتمالا از زمان ابوی ایشان رضا ش.اه شکل گرفته است. گوشه هایی از تاریخ را در ادامه مطلب بخوانید
بحث مفصلی در مورد نهادینه شدن دروغ در جامعه داشتیم. او گلایه داشت که مردم جلوی روی من در فاصله زمانی تقریبا صفر ثانیه دو حرف مختلف میزنند. وقتی با من حرف میزد چشمهایش تقریبا پر از اشک میشود. چیزهای زیادی هست که او را آزار میدهد. چیزهایی که با روح انسانی او نمیخواند. به او میگویم دوست من؛ مشکل این است که در جامعهی ما دروغ فاقد قبح است. قبح آن از بین رفته است. رئیس میداند که کارمند دنبال پوست سرش میگردد. کارمند میداند که رئیس تنها به فکر خودش است. اما در مقابله با همدیگر انگار از آن دو هرگز کسی رو راستتر و به هم نزدیکتر نیست. او حرفهایم را میشنود. در دلش هم مرا تصدیق میکند اما روحش همچنان در غلیان است. روحی که بزودی آماده پرواز خواهد بود. داشتم یک فیلم نگاه میکردم. مرد جوان میخواست زن جوان را غافلگیر کند. با او قرار گذاشت تا روی یک پل در شهر شلوغ نیورک او را ملاقات نماید. از بودن انگشتر الماس در جیب کتش مطمئن شد از گل فروشی شاخه گل سرخی خرید و روی پل زن جوان را ملاقات کرد. کمی با او صحبت کرد. شب بود و شهر در نور لامپ آسمانخراشهای جلوه ی خاصی داشت. مدتی قبل متن زیر را که در وبلاگها نصب میشد و در ایمیلها دست به دست میشد, توجه من را جلب کرد و همان وقت هم بنظرم بسیار بی اساس آمد. مطلبی در روزنامه همشهری توجهم را جلب کرد که گویا گروهی از محققان ژاپنی بعد از تحقیق و پی بردن به ارزش غذایی انجیر و زیتون و اشاره قران به این دو میوه ؛ مسلمان شده اند. |



افکت هایی که دوستداران عکاسی لازم است با انها اشنا باشند
اگر دوستدار عکاسی هستید.این مقاله را از دست ندهید. افکتهایی زیبا و بی نظیر











