مطلبی در روزنامه همشهری توجهم را جلب کرد که گویا گروهی از محققان ژاپنی بعد از تحقیق و پی بردن به ارزش غذایی انجیر و زیتون و اشاره قران به این دو میوه ؛ مسلمان شده اند.
نمیدانم چه شد که ناخودآگاه یاد نامه هایی میافتم که هر از گاهی بین مردم دست به دست میشود که مثلا شیخ کشکول الدین (شخصی گمنام و نامشخص) میگوید دیشب پیامبر را به خواب دیدم و ایشان فرمودند که ای شیخ کشکول الدین مردم بد شده اند و دیگر نماز نمیخوانند و ... در پایان نامه هم مردم به دین داری و چیزی شبیه ان امر به معروف میگردند. تازه این ماجرا اینجا تمام نمیشود و از خواننده میخواهد طی یک فرایند درختی از این نامه چندین رونوشت تهیه کند و آن را در اختیار دیگران قرار دهد و تهدید هم میشود که اگر چنین نکند به عذابی گرفتار میشود و اگر این کار را بکند (یعنی کپی تهیه کند و توزیع نماید) بزودی ارزوهایش براورده میشود. سیاست همیشگی بشارت و ترساندن.
سوای اینکه این نامه ها این وقایع چقدر درست باشد در فحوای تمام این گونه خبرها مجهول بودن اشخاص بسیار مشهود است. حتی این موضوع در چیزی (چون نمیتوان حتی عنوان خبر هم به ان بدهم) هم که در همشهری آمده است مشهود است که نوشته است گروهی محقق ژاپنی گویا تحقیقی کرده اند و سپس اندیشمندی مصری برای آنها نامه ای فرستاده که مثلا این تحقیق شما پیشتر در قران امده است و.. که نه ان گروه معلوم است چه کسانی هستند و نه معلوم است این اتفاق در چه سالی افتاده و در کدام شهر و کدام محقق مصری و بلاخره کلی مجهولات.
احتمالا همشهری هم که ظاهرا نویسندگانی دارد که عقلاشان در حد همان عوامی است که ان نامه ها را توزیع میکنند میخواهند به این وسیله مردم را به سوی اسلام و دینداری بکشانند که من فکر میکنم جز خرافه گرایی و افسانه بافی که مورد مسخره جوانان باهوش و با ذکاوت امروزی است نتیجه دیگری ندارد.
شاید بهتر باشد به جای معجون خرافی دین که میخواهیم به دلخواه خود ان را با هر افسانه و افسونی نظیر آنچه این روزها از شبکه های صدا و سیما در قالب برنامه ی بی ارزش کلید اسرار به خورد مردم داده میشود؛ لب فرو بندند و بگذارند مردم راه خودشان را بروند ؛ که این خرافه بافی ها نه امر به معروف است و نهی از منکر


افکت هایی که دوستداران عکاسی لازم است با انها اشنا باشند
اگر دوستدار عکاسی هستید.این مقاله را از دست ندهید. افکتهایی زیبا و بی نظیر









