مدتی قبل متن زیر را که در وبلاگها نصب میشد و در ایمیلها دست به دست میشد, توجه من را جلب کرد و همان وقت هم بنظرم بسیار بی اساس آمد.
سگ واق واق ميکند نه پارس. اين ضربهاي بود که از تازيان خوردهايم که ميخواستند ما پارسيان را خرد و کوچک کنند که اين لقب را به پارسيان دادند.
غذا در زبان عربي يعني پس آب شتر يا همان ادرار است که اين هم يکي ديگر از ضربههاي تازيان هست که به هنگام خوردن شام يا ناهار ميگفتند بگوييد,
غذا ميخوريم. به جاي کلمه غذا از خوراک استفاده نمائيد.
اولا در عربی حرف پ وجود ندارد، تا اعراب بخواهند روی واق واق سگ را به پارس کردن سگ شبیه کنند. از دیگر سو کلمه ی غذا ریشه ی عربی دارد و امروزه به وفور در لسان عرب از مشتقات آن استفاده میشود. مانند اغذیه؛مغذی؛تغذیه و بسیاری از مشتقات دیگر آن که به همان معنایی است که ما در زبان فارسی از آن استفاده میکنیم. پس کل این متن که دست به دست یا ایمیل به ایمیل میچرخد و در فضای مجازی وظیفه ی ایجاد تنفر و پاشاندن بذر عداوت با اعرابی دارد که بخش بزرگی از آنها هم وطن ما هستند و بخش بزرگتری هم همسایه ی دیوار به دیوار ما هستند.
نکته ی دیگری که قابل تامل این است که چه کسی از نشر این متن نفع میبرد؟ من فکر میکنم همانهایی که مردم غیور و با شرف ترک را میخواهد در قالب جک های خنده دار خر و احمق توصیف میکنند. همانهایی که هموطنان شمالی و مردان نیک سرشت آنها را بی غیرت و زنانشان را تن فروش معرفی میکنند. همانهایی که لرستانی های مظلوم را بی کلاس و کم شعور میخوانند. هم آنهایی که اصفهانی ها را خسیس و یزدی ها و کاشانی ها را بزدل و .... میخوانند.
همان هایی که نمیخواهند قبول کنند در جورچین ایرانی که در آن زندگی میکنیم قوم پارس در هیچ زمانی از تاریخ مخدوش ما نماینده خاصی نداشته است و کار خاصی هم انجام نداده است. دوران معاصر ما تا انجایی که در خاطره پدر و مادر و خودمان است توسط ترکها و اصفهانی ها و شیرازی ها و کردها و بلوچ ها و ... رقم خورده است.
ما که به زبان فارسی مینویسیم ما که به این زبان تکلم میکنیم تاکنون کسی را نه دیده ایم و نه شنیده ایم که مدعی پارس بودن داشته باشد.
دعوای عرب و عجم و خلیج پارس و تنگه ی عرب و ... همگی رخت شبانی است که ما به آن فریفته شده ایم.
شاید هیچوقت از خودمان نپرسیده ایم که عربی که سوسمار خور است چگونه قرنها قبل ندای قران را درک کرد و به ان ایمان اورد؟ چگونه است که پیامبری که در افسانه های به خورد من و شما داده همیشه در سودای کاروان زنی و غارت کاروانها بوده است این مطاع ها را در کدام بازار وجود نداشته آب میکرده است. مطاع کاروانها که همیشه خرما و نمک و آرد نبوده. گاهی برد یمانی بوده است و گاه ابریشم کذایی چینی! از خودمان نپرسیدیم در هزار و چهارصد سال قبل که بر اساس پیام وحی مردمان سرزمین حجاز مشغول ربا و رباخواری بودند و حتی روزهای جمعه هم دست از تجارت برنمیداشتند, این پولهای ربایی را در چه راه خرج میکردند و آیا تنها تجارتشان سوسک و سوسمار خشک شده بوده است؟
شاید وقتش است که دوباره کمی به گذشته فکر کنیم و بگویم شاید همه ی اینها دروغی بیش نبوده است. شاید اینها , این داستانها الهاماتی هزار و یک شبی است و در زمره ی داستانهای سندباد و قابوس نامه.
پس جان من و جان شما ؛ جان من و جان خلیج نیلگون همیشه فارس بیایید یک بار دیگر فکر کنیم و عمیق شک کنیم.


افکت هایی که دوستداران عکاسی لازم است با انها اشنا باشند
اگر دوستدار عکاسی هستید.این مقاله را از دست ندهید. افکتهایی زیبا و بی نظیر









